تبليغاتX
پیوند
 
درباره وبلاگ
نظرسنجي
كد نظرسنجي در اينجا
پيوندها

گالري قالب وبلاگ
عشق های بهاری(عمو جعفر)
کافی نت(عمو جعفر )
یاد تو ندای(عمو جعفر)
حسین گیتاریست(عمو جعفر)
بهار اشعار....سهیلا(عمو جعفر )
بهار(عمو جعفر )
مهسا(عمو جعفر)
سعیده (عمو جعفر)
اینده طلایی (عمو جعفر)
مریم خانوم (عمو جعفر)
رایکا ی (عمو جعفر)
بلای کوچولوی کنه
مریم
شکوفه اشک پاییز
اهووووو خانم
ترشیده ها
حر ف های یک دل

پيوندهاي روزانه

انجمن طراحان ايران

آرشيو پيوند هاي روزانه

آمار وبلاگ
كل بازديد ها :
عاشق واقعی
برای

سلام به تمام دوستان گلم......

 

در اين پست  براتون يك  داستان گذاشتم

 

توصيه مي كنم بخونيد .ضرر نداره

 

(توصيه مي كنم چون حجم داستان

زياده داستان را سيو کنيد وبعد بخونيد)

 

 

داستان مربوط ميشه به سرگذشت دو تا دوست

 كه بعد ازگذشت  سالها مي فهمند كه

 عاشق همديگه شدند و........

 

 برای اداممه داستان روی

 ادامه مطلب

 کلید کنید

 

 



ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 0:9  توسط عمو جعفر 
مریم معا صر

این روزا

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه 
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلهای پک رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه
شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبدهای مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

یا وقت از خواب بیدار شدن  هنوز هم یک بهانه است

یا درد من یکی فقط       زجرو یکم بهانه  است

جون الی بیا دیگه دلمو  رو کردی  دیونه

با اینک با امدنت فقط خودت   بیدار میشی

باز هم بیا میبخشمت می بخشمت تا اخرش

فقط بیا که دیر نشه ................



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:53  توسط عمو جعفر 
نی

 

هیچ کدوممون نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که هیچ وقت نشکنه ! ولی حداقل می تونیم بهش یاد

 

 بدیم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی رو که شکستتش رو نبره !

 

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:44  توسط عمو جعفر 
هانه دوست

Neshani - Khaneh ye dust kojast



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:41  توسط عمو جعفر 
خدایا

خدايا آنكه در تنها ترين تنهاييم تنهام گذاشت تو در تنها ترين تنهاييش تنهایش نگذار

 

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست

 

ای که شبهای بارانی در کوچه های ذهنم پرسه می زنی

 

از پنجره کلماتم بر واژه های سوزان دلم می گذری

 

و مرا در پاییز تنهایی رها می کنی

 

بی انکه از چشمان نمناک خبر بگیری

 

امشب باز هم بارانیست

 

و من دلتنگ

 

چشم انتظار طلوع خیالت به بارش اسمان چشم دوخته ام

 

در جستجوی یادت

 

پس مرا یاد کن... 

 

و برایم يارباش مثل ساحل براي دريا

 

پناهگاهباش مثل دريا براي ماهی

 

اشنا باش مثل ماهی براي صدف

 

محافظ باش مثل صدف براي مرواريد

تو هم میتونی دعا کنی



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:14  توسط عمو جعفر 
واقعیت

اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید           امام حسین(ع)

 

کسی که از مرگ می ترسد از زندگی هم می ترسد            ولتر

 

به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید       کنفسیوس

 

ضربه زبان از ضربت نیزه سخت تر است              حضرت محمد(ص)

 

اولین کشته تاریخ کسی بود که بیگدار به آب زده بود

 

فقط کسی که از واقعیت سهمی ندارد می تواند از آن سخن بگویید

 

سیبی که آدم در بهشت خورد هنوز از گلویش پائین نرفته است

 

جاده فروتنی از گردنه غرور می گذرد

 

شما هم میتوانید وهقعیت های ممکن را در قسمت  نظرات بگوئید.



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 11:34  توسط عمو جعفر 
آرزو

 

 

 

آرزو چیست بگو؟؟؟

 

آرزو پر زدن مرغابی است

 

یا که از تخم برون آمدن بچه ماهی است

 

یا که آواز قشنگ بلبل

 

آرزو چیست بگو

 

وقت در اتمام است

 

پس چرا وقت دگر در کار نیست؟

 

آرزو رفتن به آن دورتر است؟

 

یا که در بطن وجود؟  -  در همین نزدیکی است

 

آرزو اَبر باران دار است!

 

که نمی بارد به سر خشک کویر

 

آرزو پرواز است؟

 

در دل مرغ خانگی

 

آرزو چون ماهی است

 

که خورد والده لیز چون ماهی از دست یتیم!!

 

آرزو در شرف شکل گرفتن باشد

 

آرزو آواز است

 

به صدایی که گیر کرده در گلوی یک لال؟

 

وصدای بجامانده در گوش کری

 

آرزو دردسر است؟؟!

 

آرزو بشقابی است پر از نان و حلیم

 

پشت شیشه روی لبهای چروک تردید

 

آرزو داشتن دیوار است؟

 

که کشی دورتادور خلوت تنهایی خود

 

آرزو در پی افکار حقیقت بودن است

 

آرزو آزادی است- در پشت میله های زندان

 

آرزو خوردن اکسیر حیات در کف گوری است در قبرستان؟؟!

 

آرزو راز رسیدن به خود است

 

آرزو عشق رسیدن به خداست

 

آرزو نزدیک است

 

گل و بوئیدن آن هم در باغ

 

آرزو بوی نسیم گلهاست

 

که از ان عشق خدا میل به پرواز کند

 

آرزو هوی دم درویش است

 

آرزو را غنیمت شمرید

 

آرزو تقدیر است



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 11:31  توسط عمو جعفر 
سهراب کسی
 

گردي نيشت
دودي نيشت
مي نشينم لب جو !
من دماغم چقدر مي خارد !
و ندارم حالي،
كه بخارانمش!
زير لب ميگويم:
شيگال (سيگار) من پس كو؟
و چرا اين بافور،
اينقدر شنگين اشت؟
پاشباني ز سر كوچه پاييني ما ،
نفله اي را دارد
با خودش مي آرد!

امّا انگار كه او يك آشناشت!
واي انگار كه او داش حشن اشت،
دشتبندي دارد او در دست!

چيزهايي مي دانم
مثلا مي دانم من كه حشن
داده من را هم لو
و من خشته ز بس بي حالم
نتوانم كه خورم جم به جلو!

چند شاعت ديگر
من به همراه حسن
و دو مشقال حشيش
و به همراه پليش،
مي روم سوي ستاد

نظر يادتون نره



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 21:8  توسط عمو جعفر 
جوک
یه ترکه بچش تو مشهد گم میشه، نذر مي كنه و ميگه : يا امام رضا ! دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد!

تو صحراي قلبم تو تنها شتري !

مظفر هم تموم شد همه با هم ازدواج کردن . نازي با کامران ، شيدا با منصور، خانم عنصري با هومن، فروغ با قل مراد، فقط تو موندي با ملوس ..

تركه يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد تركه ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر میشه !!

لاستیک دلم رو با میخ نگاهت پنچر نکن ....جوادترین اس ام اس 2007

بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار, منم ميرم گوجه بخرم املت بخوريم

از یکی ميپرسن : يه موجود نام ببر ؟ ميگه : يخ .. ميگن : يخ که موجود نيست ! ميگه : برو بابا ديگه الان تو خيابون هم مينويسن "يخ موجود است

عشق یعنی زندگی را باختن ، چند سالی بی دلیل با هر الاغی ساختن!

برای کسانی که نظر میدن




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 21:8  توسط عمو جعفر 
مطلب جدید

1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت

 

2- صداي اردک اکو ندارد .

 

3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است .

 

4- مورچه ها نمي خوابند .

 

5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد

 

6- کد کشور روسيه 007 است .

 

7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي ماند .

 

8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند .

 

9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 20:58  توسط عمو جعفر 
مطالب گذشته
عاشق واقعی
مریم معا صر
نی
هانه دوست
خدایا
واقعیت
آرزو
سهراب کسی
جوک
مطلب جدید

اولین عنوان
براي افزايش آمار وبلاگتان مي توانيد لينك خود را ، به لينك باكس ارسال كنيد .

CopyRight http://jvze83.blogfa.com .:. Tamplate Design by : GHALEBKADEH